لایق نبودم

خرید بک لینک
به بند بند ِ نگاهش ضمانتی که نبود ...
به چشم های کمندش اسارتی که نبود ...

قسم به بخت سیاهم ... قسم به این غزلم
که سوختم به هوایش ... حمایتی که نبود ...

به جرم عشق عظیمی که در وجود ِ من است ...
به دادگاه ِ دو چشمش عدالتی که نبود ...


چه حرف ها زده شد پشت زخم های تنم ...
به جز پزشک معالج ... عیادتی که نبود ...

میان ذکر تو بودم ... که باز خوابم برد ...
و صبح آمد و با آن اجابتی که نبود ...

من عقربی شده ام در میان آتش دوست ...
و آه می کشم از این رضایتی که نبود ...

میان کوچه ی فکر و خیال پرسه زدم ...
به پشت هر قدمم جز حماقتی که نبود ...

درست نقطه ی جان را اجل نشانه گرفت ...
و شهر همهمه شد با جنایتی که نبود ...

و حیف چشم پلنگم به ماه ِ تو نرسید ...
شکایت از چه کنم؟از لیاقتی که نبود ...

+


دلم میخواست کسی باشد
که مرا بلد باشد
بلد بودن مهمتر از عاشق بودن
یا حتی دوست داشتن است

کسی که تو را بلد باشد
با تمام پستی بلندیهایت کنار میآید
میداند کی سکوت کند
کی دزدکی نگاهت کند
کی سرت داد بزند
و کی در اوج عصبانیت
محکم در آغوشت بگیرد!

کاش کسی باشد
که مرا بلد باشد…

این پست رو توی وب گردی دیدم/خیلی به مذاقم خوش اومد /خوش بحال مخاطبش...

ما را در سایت این پست رو توی وب گردی دیدم/خیلی به مذاقم خوش اومد /خوش بحال مخاطبش دنبال می‌کنید

برچسب: لایق,نبودم, نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:06

صفحه بندی