به فراسوی رودها

خرید بک لینک

هر روز می رسم لب این سالخورده رود

با کوزه ای که بشنوم از آب ها سرود

تقسیم می کنم عطشم را به ماهیان

می ریزم التهاب دلم را میان رود

این رود خاطرات مرا تازه می کند...

یادش بخیر تلخی آن روز، صبح زود

باران گرفته بود ، تو با چتر آمدی

گل های سرخ بر سر راهت شکفته بود

روی سر تو رقص کنان بال می زدند

گنجشک های عاشقی ام با همه وجود

گنجشک های عاشق و ای کاش آسمان

از پشت ابر پنجره ای سبز می گشود

برگرفته از وب گروه 5+2

این پست رو توی وب گردی دیدم/خیلی به مذاقم خوش اومد /خوش بحال مخاطبش...

ما را در سایت این پست رو توی وب گردی دیدم/خیلی به مذاقم خوش اومد /خوش بحال مخاطبش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 8:02

صفحه بندی